به یاد آر
به یاد آر مرا چون از این جهان بروم
به دوردست ها، به سرزمین سکوت بروم:
وقتی که دیگر نه تو بتوانی دستم را بگیری
و نه من از رفتن روی برگردانم و با تو بمانم
به یاد ار مرا وقتی که دیگر نتوانی هرروز
از آینده ای که برای ما طرح افکنده ای سخن بگویی:
تنها به یادم بسنده کن که دیگر
راز و نیاز را مجال نخواهد ماند.
اما اگر چندی مرا از یاد بردی
وآنگاه باز به یاد اوردی،
مبادا که اندوهی به دل راه دهی:
که اگر تاریکی و تباهی چیزی به جا گذارد.
به یاد آر مرا
به یاد آر مرا..........
Remember
Remember me when I am gone away
Gone far away into the silent land:
When you can no more hold me by the land,
Nor I half turn to go, yet turning stay.
Remember me when no more day by day
You tell me of our future that you planned:
Only remember me: you understand
It will be late to counsel then or pray.
Yet if you should forget me for a while
And afterwards remember, donot grieve:
For if the darkness and corruption leave.
Remember me
Remember me……........